رادیو پیام
صدای ما را ایام هفته بین ساعات 12 تا 14 از موج اف ام ردیف 100/2 بشنوید

کتاب هما

کاظم رضا

این کتاب در سال 2017 توسط آقای ناصر زراعتی در 4 بخش در برنامه کتابخوانی رادیو روخوانی شده است. با هم این کتاب را می شنویم. توضیحات مربوط به این کتاب را در ادامه همین صفحه بخوانید.

به گزارش ایمنا، کاظم رضا هم رفت. این خبر را باید از رسانه های عمومی سراسر کشور می شنیدیم، که نشنیدیم! خبر بستری شدنش در بیمارستان را هم باید در همه رسانه ها می خواندیم که… چه می شود کرد وقتی بعضی هنرمندان می خواهند خارج از هیاهو های مرسوم، در خلوت خود با خوانش و نوشتار خود زندگی کنند و گویی تمام امیالی که از شهرت زاده می شود در آنها زاده نشده مرده اند. کاظم رضا هم رفت و نه کسی شمع روشن کرد و نه آبی از آب تکان خورد. رضا متولد سال 1324 بود. او در دهه چهل و پنجاه توانست با بنیان نهادن نشریه «لوح» گام بزرگی در راستای ادبیات داستانی ایران بردارد. حالا بماند که آدم در این فضای مجازی و اینترنت می تواند هر چیزی را جستجو کند بجز نشریه لوح، که وقتی این عبارت را در گوگل جستجو می کنید، گوگل با تعجب چانه اش را می خاراند و بعد هم تا دلتان بخواهد لوح تقدیر برایتان به نمایش در می آورد و می توانید امتحانش کنید!

رضا چندین رمان برای انتشار داشته است که با اقدامات و تلاش ناشران مختلف تنها توانسته اند سفر نجف آباد را که قسمتی از داستان اصلی است به چاپ برسانند و همین چند روز پیش و در روزهای پایانی زندگی رضا، رمان «هما» از این نویسنده به چاپ رسید. باز هم خدا خیر بدهد انتشارات رشدیه را که این کتاب را اگرچه بسیار دیر، ولی بالاخره درآورد. این کتاب با نثری بسیار صیقل خورده و زبانی قدرتمند نوشته شده است. مخاطب در این نوشتار که رگه هایی از داستان های پست مدرنیستی را در خود مستتر دارد با دغدغه جدی رضا در امر زبان مواجه می شود. همچنین وجود اسطوره هایی همچون بردیا، داستی و… در این اثر باعث می شود تا ارجاعاتی برون متنی علاوه بر ایجاد لایه هایی دیگر از داستان مخاطب را با چالشی برای خوانش دقیق تر اثر مواجه کند. از توضیح داستان و روایت می گذریم تا بعد در نوشتاری جدا، به این نویسنده و «هما» بپردازیم. تنها برای به نمایش درآوردن آنچه کاظم رضاست این بخش از داستان را از صفحه 52 بر می گزینم: «در خانه، گوشه ای می نشستم و به نقطه یی خیره می شدم. دل، دلالت نمی پذیرفت- و عقل و لب، اغلب تعطیل بود. تصور ترک عاشقی، در عقل قلقلی نمی گنجید؛ و هیچ درک نمی کردم چرا بر هرچه خط ربط، اینهمه خطا و خبط؛ بر عالم و آدم این گونه سرما حکمفرماست؟» رضا کاظم بعد از یک دوره بیماری و حدود یک ماه بستری بودن در بیمارستان عاقبت روز 17آبان درگذشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه